× بستن تبلیغات
بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان
تاريخ : شنبه 2 بهمن 1395 | 10:32 | نویسنده : حسین | بازدید : 23
بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان

پایان نامه بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان در 146 صفحه ورد قابل ویرایش

دانلود بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان

پایان نامه بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان 
مقاله بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان 
پروژه بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان 
تحقیق بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان 
دانلود پایان نامه بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 98 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 146

پایان نامه بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان در 98 صفحه ورد قابل ویرایش  

سخن ما

قال الامام علىّ بن ابى طالب(علیه السلام): «الله الله فى الصّلوة فإنّها عمود دینكم»

«خدا را، خدا را درنظر گیرید در توجه به نماز، كه پایدارى دینتان به نماز باشد.»

گر چه هر یك از احكام و فرائض دینى به جاى خود از اهمیت و ارزش خاصى برخوردار است، امّا در این میان بعد از معرفت الهى هیچ فریضهاى به والایى مرتبه نماز نرسد. چرا كه این، تنها نماز است كه معراج مؤمن و عامل تقرب انسان وارسته، به خدا شناخته شده و معیار پذیرش همه واجبات قرار گرفته است. به این جهت آخرین پیام سفیران الهى، سفارش به نماز، این استوانه استوار دین بوده، چنانچه پرسش نخستین روز رستاخیز هم از آن خواهد بود.

آرى نماز، تنها محبوبِ دلدادگان به حضرت حق و روشنى دیده و چراغ راه پویندگان كوى دوست و محفل انس خلوت نشینان وادى عرفان است. آنان كه زندگى را بی یاد او نخواهند و رستگارى خویش را با شهادت در محراب نماز بینند «فزت ورب الكعبة» و با تمام وجود در راه زنده داشتن نام و یاد خداى خویش و اقامه نماز و راز و نیاز با او كوشند و سرانجام خود فدایى راه نماز شوند «اشهد انّك قد اقمت الصلوة» این همه، جایگاه ویژه و عظمت فوق العاده این فرضیه الهى را روشن می سازد و همگان را به تعظیم این عالیترین نمونه شعائر الهى وادار می كند، كه هم خود، اهل نماز و راز و نیاز باشند و هم در جهت اشاعه فرهنگ نورانى نماز در جامعه تلاشى پیگیر نمایند، (الذین إن مكنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة)، تا به وظیفه دینى خود عمل نموده باشند و همواره مشمول رحمت بی پایان الهى قرار گیرند. و در این راستا فضلاى اهل قلم حوزه، رسالتى بس عظیم دارند كه با تألیف و انتشار آثار ارزشمند دینى، فرهنگ نماز و انس با خداوند متعال را در جامعه دینى ترویج دهند و رایحه دلپذیر معنویت را به فضاى جان همگان بویژه نسل جوان برسانند. چنانچه تاكنون آثار فراوانى را در این رابطه منتشر نموده اند كه از آن جمله است اثر گرانقدر فاضل گرامى جناب حجة الاسلام والمسلمین آقاى مصطفى خلیلى، تحت عنوان «نقش نماز، در شخصیت جوانان». و ما خادمان فرهنگى آستانه مقدّسه مفتخریم كه در آغازین روزهاى سالى كه به نام اوّلین شهید محراب، «حضرت امام على بن ابى طالب(علیه السلام)» نامگذارى شده، با عنایات كریمه اهلبیت حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) و مساعدتهاى تولیت معظم حضرت آیة الله مسعودى و معاون امور ادارى، مالى ایشان جناب آقاى فقیه میرزایى موفق به چاپ و نشر این اثر گرانمایه شدیم; باشد كه گامى در جهت ترویج فرهنگ دینى برداشته و از اقامه كنندگان نماز باشیم.


مقدّمه

حمد و سپاس خدایى را سزاست كه شكر شاكرین و حمد حامدین و ذكر ذاكرین و سعى خالصین متوجه درگاه اوست. ستایش بیكران مرا و راست كه در خلق خویش هیچ كاستى نگذاشت بل همه مخلوقات حتى پست ترین شان را به راستى بگذاشت. تسبیح لایتناهى بر آستان او كه آدمى را در مسیر سعادت بر همه موجودات، ولایت و تاج خلافت در سیاره زمین بر او كرامت و خلعت «لقد كرّمنا» بر اندامش عنایت و بعد از تكوین، مصداق «فتبارك» بر قامتش مقالت فرمود.

حمد و آفرین بر ذات جهان آفرین كه هستى را آمیخته با حكمت و تعالیم را براى بشر همراه با مصلحت و براى وصول به سربلندى و عزّت توأم ساخته است.

و درود بى پایان بر ختم پیامبران و فص رسولان و اهل بیت و پاكان كه شریعت به دست ایشان پایان و حجت خدا به عصمت آنان تمام گردید.

درود بى منّت و سلام با عزت بر سالكان راه طریقت و شاهدان كوى حقیقت كه سر در راه حفظ شریعت در كف اخلاص نهاده و نزد دوست تحفه بردند.

با حمد بى انتهى بر ذات ربوبى و درود بى منتهى بر شأن مصطفوى، مُصحف بى مقدار نماز را محمّد ساخته تا شاید از این فریضه الهى كه بزرگترین و مهمترین فریضه در تمامى ادیان الهى تشریع شده، نفوس مستعده بهره گیرند.

بر همه جوانان معزّز و مكرّم، معرفت به این نكته لازم است كه در دین مبین اسلام، نماز لبیك همه ذاكران، عمل آزادگان، طواف عارفان، میقات كعبه عاشقان، سعى وصفاى پاكدلان، پرواز بیدار دلان مقصد سالكان، داروى دلهاى مجروح، شفاى قلبهاى محزون و تسكین دلهاى مفتون است. نماز كمال عابدان و معراج عالمان، معبد عاشقان و گل خوشبوى بوستان قلب پاك جوانان است.

جوان چون واجد قلب پاك و فاقد و فارغ از هرگونه ارزشهاى ناپاك است می تواند با نماز، پلّه هاى كمال را طى كند و به قلّه جمال باریابد. با برپایى نماز به مقام سرورى و سیادت راه یابد و دعاى اللهم اجعلنى للمتقین اماماً (خدایا مرا پیشواى پرهیزكاران قرارده) را ورد كلام خود سازد.

چون كه هیچ عملى مثل نماز بینى شیطان را به خاك مذلّت نمی ساید و توجهات الهى را نصیب انسان نمی سازد و هیچ بندهاى جز از طریق نماز به مقام قرب نمی رسد. بسیار زیبا فرموده اند آن رهبر فرزانه كه: «مبتدىترین انسانها رابطه خود را با خدا به وسیله نماز آغاز می كنند. برجسته ترین اولیاء خدا نیز بهشت خلوت اُنس خود با محبوب را در نماز می جوید. این گنجینه ذكر و راز را هرگز پایانى نیست و هر كه با آن بیشتر آشنا شود جلوه و درخشش بیشترى در آن می یابد» 

پس بیائیم همّت نمائیم كه با تمسك به نماز به مقام قرب، راه یابیم و جوانى خویش را با سیره مردان الهى گره زنیم تا شاید در جهان جاودانى در منزلگه صادقان و صالحان منزل گزینیم كه طوبى لهم و حسن مآب.

براى جوانان عزیز باید مسلّم باشد كه هر چه در بهار جوانى كاشتند در پائیز پیرى درو خواهند نمود و به سنین بعد از جوانى عبادت را موكول نمودن از وسوسه هاى شیطانى است.

            جوانا ره طاعت امروز گیر                                                 كه فردا جوانى نیاید ز پیر


فصل اوّل :

نقش نماز در شخصیت جوانان 

براى پرداختن به این موضوع كه نماز در ساختار شخصیت جوان، موجد چه آثارى بوده و نقش و تأثیر آن تا چه حدى است به نظر می رسد كه تبیین و توضیح چند مطلب در این باب لازم و ضرورى باشد. نخست حقیقت و روح نماز است و دیگرى اهمیت دوران نوجوانى و جوانى و نیز روحیه انفعالى و تأثیر پذیرى این نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجى است.

به نظر می رسد تا وقتى كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جایگاه خود را پیدا نكنند فواید و آثار این امر عبادى یعنى نماز در زندگى جوانان در پردهاى از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جایگاه حقیقى خود را پیدا نكند. لذا به همین خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعدیل و تكامل شخصیتى و ایفاى نقش آن در زندگى فردى و اجتماعى جوانان را بیان خواهیم كرد.

روح و حقیقت نماز 

نماز لفظ و واژهاى است كه در متون دینى ما بعنوان «صلاة» از آن یاد شده و داراى معانى متعدّدى بوده كه یكى از آن معانى، همین عمل مخصوصى است كه به نام «نماز» در دین اسلام تشریع شده است. این لفظ در برخى از آیات به معناى سلام و تحیت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن             می فرمایند:

إنَّ الله وملائكته یصلّون على النّبى یا ایّها الذین آمنوا صلّوا علیه وسلّموا تسلیماً.

«همانا خداوند و فرشتگان بر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) درود می فرستند شما هم اى اهل ایمان بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم بر او سلام گوئید»

و در آیه دیگر با اشاره به همین معنى می فرمایند: هو الذى یصلى علیكم وملائكته «اوست خدایى كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحیت و رحمت می فرستند.»

وبه معناى دعا هم در برخى از آیات آمده است. آنجا كه به پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده مىشود خداوند مىفرماید بعد از گرفتن زكات براى آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكیهم بها وصلّ علیهم إنّ صلواتك سكن لهم.

«اى رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگیر تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكیزه سازى و آنها را به دعاى خیر یاد كن همانا دعاى تو در حق آنان، موجب تسلى خاطر آنهاست»

«صلاة» به هر دو معناى مزبور كه در حقیقت به معناى واحد بر می گردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نیست بلكه مراد از «صلاة» همان معنایى است كه با طریق مشخص و با اركان مخصوص و جزئیات معین از طرف شارع مقدس، حقیقت پیدا كرده است و پیامبر خاتم(صلى الله علیه وآله وسلم)آن حقیقت نازله را در عمل تشریع و خود، آن را تحقق عملى بخشید. نه تنها شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاى بند بود بلكه همه مسلمین موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاى آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق اللیل.

«نماز را از زوال خورشید تا نهایت تاریكى شب برپا دار»

كه این آیه اشاره اجمالى به نمازهاى پنج گانه دارد. نماز با این شیوه مرسوم كه مصداق آن براى همه مسلمین روشن و آشكار است چیزى نیست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)و اهل بیتش استفاده می شود پر واضح است كه این تلقى از نماز یعنى اعمال مخصوصهاى كه با تكبیرة الاحرام شروع و به سلام ختم می گردد. و این است معناى دیگرى كه از آیات استفاده می شود. آنچه كه مسلّم است این است كه این عمل ظاهرى كه اصطلاحاً بدان نماز گفته می شود تمام حقیقت نماز نیست بلكه این صورت و چهره ظاهرى آن است. نماز امرى است الهى كه تحقق آن همانند سایر امور داراى ظاهر و باطن است كه در متون دینى به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصویر ظاهرى نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گیرد و حفظ آن نیز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظیم در مقابل او، امید و دلبستگى به ذات ربوبى، اعتماد و ركون به وجود سرمدى و محو شدن در مقابل ذات یكتایى كه در مقابل عظمت و جلالت او قیام نموده است.



فصل دوّم :

علل كم توجّهى یا بىتوجّهى برخى از جوانانبه نماز 

راستى چرا در میان نوجوانان و جوانان برخى آنچنان كه باید، به نماز اهمیت نمی دهند و یا اینكه چرا بعضى از آنان ارتباط چندانى با نماز ندارند و یا عدهاى از نوجوانان و جوانان در حالیكه از خانواده مذهبى و مسلمان هستند نماز نمی خوانند؟

این سئوالى است كه ما بدنبال علل و عوامل و پاسخ صحیح آن بوده نخست سعى داریم كه عوامل آن را شناسایى نموده سپس راه حلها را ارائه دهیم.

موضوع مزبور بعنوان یك سئوال و موضوع تحقیق در میان عده كثیرى از دانش آموزان دبیرستانى، دانش پژوهان مراكز پیش دانشگاهى و دانشجویان مطرح گردید تا بدون هیچ حدس و گمانى از طرف نگارنده علل را از بیان خودشان جویا شویم كه در این صورت قضیه از ظن و گمان خارج و به واقعیت عینى نزدیكتر گردد.

آنان در این نظر سنجى علل و عواملى را برشمرده اند كه بسیار جالب توجه است.

لازم به ذكر است كه برخى از این علل از درصد بالایى برخوردار بوده كه اكثریت آن را بیان داشته اند و بعضى دیگر در حدّ متوسط و ضعیف مطرح شده اند. ما به ترتیب اهمیت، آن عوامل و علل را بر      می شماریم سپس نحوه از بین بردن آنها و یا راه حلها را با استمداد از آیات و روایات با بضاعت اندك علمى ارائه خواهیم داد.



محیط خانواده و بی توجهى والدین

بی توجه بودن یا كم توجهى پدر و مادر یا مربى خانواده نسبت به فرزندان در محیط خانه و سطحى نگرى آنان در ابتداى نوجوانى فرزندان و یا احیاناً بی مبالاتى اعضاى خانواده نسبت به مسائل دینى خصوصاً فریضه نماز تأثیر بسزائى در تربیت فرزندان بجاى می گذارد. بعنوان مثال فرزند اگر در    خانه اى رشد نماید كه در آن خانه كسى به نماز اهمیت ندهد و یا در قبال مسائل دینى خود را مسئول ندانند و یا خود اهل نماز باشند ولى فرزند خانواده را تحریض و تشویق به نماز ننمایند قطعاً فرزند آن خانواده اهل نماز و عبادت نخواهد شد البته شاید در آینده بر اثر عوامل دیگر به نماز روى آورد كه این احتمال ضعیفى است.

نوجوانى نوشته بود كه چگونه از من انتظار نماز خواندن برود در حالیكه در خانه ما هیچ یك اهل نماز نیستند و دیگرى بیان كرد كه توقع نماز خواندن از كسى كه هیچ یك از اعضاى خانواده اش اهل نماز نباشند. توقع بی جایى است.

اینگونه از خانواده ها كه فرزندانشان تمایل و گرایش چندانى به مسائل عبادى از خود نشان نمی دهند بر دو قسمند: یك گروه خانوادههایى هستند كه والدین و مربیان آنان به نماز اهمیت نمی دهند و طبعاً فرزندانشان از آنان تقلید می كنند. این دسته از خانواده ها اگر چه محدودند ولى وجودشان قابل انكار نیست. فردى نقل مىكرد ما چند نفر براى مهمانى به منزل كسى رفتیم بیشتر یا همه دوستان وضو ساختیم كه نماز بخوانیم سراغ مهر نماز از صاحب خانه گرفتیم در جواب به ما گفت یك مُهر در خانه داریم كه گاهى من با آن نماز می خوانم و گاهى خانمم.

دسته دیگر خانواده هایى می باشند كه خود دیندار و اهل عبادتند و لیكن نسبت به فرزندان خود در این امر هیچ وقعى نمی نهند. نماز خود را می خوانند و روزهشان را می گیرند امّا از اینكه فرزندان به مسائل دینى پاى بند باشند یا نه براى آنها یكسان است. هرگز از فرزندان بعنوان پدر و مادر نمی خواهند كه نمازش را بخواند و یا روزهاش را بگیرد. هیچ مسئولیتى را در قبال آنان احساس نمی كنند. گویا او همه چیز را می فهمد و باید با همان فهم خود عمل كند و یا همه اعمال او را حتى بعد از سن تكلیف با بچه بودن توجیه مىكنند.

بسیار روشن و مسلّم است كه چنین فرزندى بزودى به عبادت تن در نخواهد داد. كانون خانواده مهمترین عامل دراین زمینه محسوب می شود چون كانونى كه جوان در آن رشد یافته كانون بی تفاوتى بوده است و هرگز كسى از طریق محبت و تشویق و یا از راه قهر و تهدید او را به امور عبادى و ادار نكرده و یا از او نخواسته است. چه بسا این جوان نسبت به سایر امور زندگى فردى سر به زیر و تسلیم پذیر و با شخصیتى از دیدگاه خانواده باشد و لیكن اهل نماز و دیانت نیست. این بدان جهت است كه والدین در آن امور تأكید داشته امّا در امور دینى اصرارى به خرج نداده اند. و اگر در بُعد دینى توجه داشتند قطعاً خللى در او مشاهده نمی كردند.

عدم آگاهى و بینش كافى از فریضه نماز

عالم نبودن به محتواى نماز، درك پایین و بسیار اندك نسبت به تأثیر آن، عدم توجه به جایگاه نماز در اسلام، نداشتن انگیزه و هدف در اقامه و برپایى آن، آشنا نبودن به اسرار و فلسفه نماز و درخواست امور مادى از خدا و عدم دست یابى به آن یكى از عواملى است كه جوانان را از این فریضه الهى دور نگه داشته است. در گفته ها و نوشته هاى بسیارى از آنان این نكته جلب توجه مىكرد كه ما نمی دانیم براى چه باید نماز خواند. اگر نماز نخوانیم چه می شود. با ترك نماز چه چیزى را از دست خواهیم داد و ظاهراً مشاهده می شود آنان كه نماز را برپا می دارند با كسانى كه تارك نمازند فرقى نمی كنند. اگر نماز باید در زندگى افراد مؤثر واقع شود پس چرا این اثر ملموس نیست و چرا این مرزبندى را عملاً ما نمی بینیم؟ مگر خدا به دو ركعت نماز ما محتاج است؟ جوان باید قلبش پاك باشد، انسان باید با دوستان و همسایگان و نزدیكان و همنوعان خود رفتار شایستهاى داشته باشد. خدا اینها را از ما خواسته است. نه اینكه نماز بخوانیم و در عین حال صدها عمل ناشایست را مرتكب شویم. اصل این است كه ما انسان خوبى باشیم حال چه قائم به نماز باشیم یا تارك آن. پس ملاك انسان خوب بودن، نماز خواندن نیست بلكه دل و قلبى پاك داشتن است.

همه این گفته ها حاكى از آن است كه شناخت لازم و آگاهى كافى از فضائل نماز و جایگاه آن در اسلام براى كثیرى از نوجوانان و جوانان حاصل نشده است.

سستى و تنبلى

بعد از دو عامل مذكور، علت دیگرى كه در ترك یا بی توجهى به نماز بیان شده است عنصر و عامل تنبلى است. غالباً نوجوانان و جوانان به آسانى تن به فعالیت نمی دهند مگر در امورى كه بیشتر جنبه احساسى و هیجانى داشته و یا در امورى كه با انگیزه و شناخت قبلى همراه باشد. براى فردى كه چند سال است به سن تكلیف رسیده قدرى مشكل است در هواى سرد زمستان آستین خود را بالا زند و با آب سرد وضو بگیرد و یا كفش و پوتین را از پایش در آورد و مسح نماید به همین خاطر گاهى از نماز خواندن طفره مىرود و یا براى او دشوار است كه از خواب نوشین صبح گاهى بزند و نمازش را بخواند و... .

هر چند كه برخى از نوجوانان و جوانان این عامل را در موضوع مورد بحث مهم شمردهاند و لیكن به نظر مىرسد كه این علت نمی تواند بعنوان یك عامل مستقل و بلكه یك علت به حساب آید چون بعداً خواهیم گفت كه تنبلى خود معلول علل دیگرى می باشد.

ـ عاقل بودن:

معیار دیگرى كه در انتخاب دوست باید لحاظ گردد میزان علم و آگاهى و عقل و اندیشه اوست. دوست آگاه و عاقل مایه خوشبختى و سعادت و رفیق سفیه و جاهل اسباب ناراحتى و رنج را فراهم خواهد نمود. چون اوّلى با درایت خویش و آگاهى و معرفتى كه دارد در انجام اعمال خود تمام جوانب كار را درنظر دارد كه هم براى خود و هم براى نزدیكان و دوستانش معضل یا مشكلى را ایجاد نكرده بلكه مشكلات موجود را رفع می كند امّا دوّمى با علم اندك و عدم تدبیر و دوراندیشى و استفاده نكردن بجا از عقل و اندیشه نه تنها قدرت از میان برداشتن مشكلات را در زندگى ندارد بلكه با سفاهت خویش موانعى را براى خود و دوستان در مسیر پیشرفت زندگى ایجاد می كند. چه بسا نیّتى خیر در ذهن داشته باشد تا اینكه كار خیرى در حق دوستان انجام دهد و لیكن بر اثر كج فهمى و كم خردى عملى به زیان او انجام می دهد.

این مورد هم یكى از مواردى است كه در احادیث تربیتى از طرف معصومین(علیهم السلام) بدان بسیار تأكید رفته است.

و ما از باب نمونه به چند روایت اشاره می كنیم.

امام سجّاد(علیه السلام) خطاب به فرزند بزرگوارش امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:

یابُنىّ اِیّاكَ ومصاحَبَةَ الاحمقِ فانّه یرید أن ینفعك فیضرّك.

«اى فرزندم از رفاقت با احمق پرهیز كن چون او اراده می كند كه به نفع تو قدمى بردارد ولى بر اثر حماقت و نافهمى مایه زیان و ضرر تو می شود»

در حدیث دیگر تأكید شده كه از اینگونه افراد فاصله بگیرید چون مصاحبت با ایشان موجب می گردد كه شما هم در آینده مثل آنان گردید و اینگونه از رفتارهاى نابخردانه بسیار سریع در شما اثر گذارد.

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: مَنْ لَم یَجْتَنِبْ مصاحبة الأحمقِ اوشَكَ اَنْ یتخَلَّقَ بأخلاقِهِ.

«كسى كه از رفاقت با احمق پرهیز نكند تحت تأثیر كارهاى احمقانه وى واقع می شود و خیلى زود به اخلاق او متخلق می گردد»

بنابر این دوستى با انسانهاى غیر عاقل و جاهل جز سختى و رنج چیزى را به ارمغان نخواهد آورد و تحفهاى جز ایجاد مشكل در بر نخواهد داشت. چنانچه امام حسن عسگرى(علیه السلام) فرمودند: صدیقُ الجاهل تَعِبٌ.

« دوست انسان جاهل همیشه در سختى و زحمت است»

یا على(علیه السلام) می فرمایند: صدیقُ الاحمق فى تعب. «دوست انسان احمق همواره در رنج است».

متقابلاً در برخى روایات رفیق عاقل و آگاه به داروى شفا بخش تشبیه شده است كه می تواند امراض اخلاقى و ناهنجاریهاى رفتارى را درمان نماید. امام صادق(علیه السلام) در روایتى بسیار زیبا چنین فرمودند:

«دوستان صمیمى سه قسمند: اوّل كسى كه همانند غذا از ضروریات و لوازم زندگى به حساب می آید و در همه حالات، انسان به او نیازمند است و او رفیق عاقل است. دوّم كسى است كه وجود او براى انسان به منزله یك بیمارى مزاحم و رنج آور است و او رفیق احمق است. سوّم دوستى است كه وجودش نافع است همانند داروى شفا بخش و ضد بیمارى است و او رفیق عاقل و لبیب است (یعنى داراى فكرى عمیق و دور اندیش است)»

4 ـ خوشنامى و شهرت داشتن به خوبى:

در جامعه روستایى یا شهرى كه در آن زندگى مىكنیم برخى از خانوادهها به خوبى و پاكى و نجابت و نیك نامى شهرت دارند و بالعكس برخى دیگر به بدى و زشتى و بی ایمانى مشهورند همه همت یك جوان باید در این باشد كه اگر قدرت اصلاح چنین افرادى را دارد كه با آنها طرح دوستى ببندد و در مقام ساختن و اصلاحشان بر آید بسیار كار پسندیده اى است و چون غالباً چنین قدرتى از غالب جوانان بعید است لذا سفارش اكید بر این است كه با این قشر مجالست و رفاقتى نداشته باشید. در توصیه هاى اولیاى دین در این زمینه از دو چیز نهى شده است.

یكى نزدیك شدن به مراكز و مجالس بدنام كننده و دیگرى رفاقت با افراد بدنام و مورد اتهام.

در وصیت على(علیه السلام) به فرزندش امام حسن مجتبى(علیه السلام) چنین آمده است كه: ایّاكَ وَمَواطِنَ التُّهمَة والمجلسِ المظنونَ بِهِ السُّوءُ فَاِنَّ قرینَ السَّوءِ یَغُرُّ جَلیسَهُ.

«از مراكز بدنام و محلهاى مورد تهمت و از مجالسى كه مورد سوء ظن است دورى كن به دلیل آنكه رفیق بد، دوستش را فریب می دهد و او را به كار ناپسند تحریك می كند.»

و نیز پیامبر عظیم الشّأن اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند: اَولى النّاس بالتُّهمَةِ مَنْ جالَسَ اهلَ التهمة.

دانلود بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان







ادامه ي مطلب
امتیاز :



طبقه بندی: ،
بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان,

ارسال نظر برای این مطلب
نام شما:
ايميل :
سايت :
متن نظر :
وضعیت نظر:
کد امنیتی : *